مولف ناشناخته

ديباچه 50

تاريخ شاهى ( فارسى )

كوكبه و طنطنه و جوشن و پوستين و تأسيس و تمكين به كرمان رسيد و در روز دوشنبه 28 ماه شعبان سنه ثلاث و ثلاثين و ستمايه ( 633 ه - آوريل 1236 ، ارديبهشت ) بر سرير سلطنت كرمان مستوى شد » « 1 » . بدينطريق رقابت يزد نيز درين روزگار آشكار شد و معلوم شد تخمى كه براق با دادن دخترش ياقوت تركان به اتابك يزد كاشته بود بدين طريق بار خونين خود را داد . ركن الدين كوشش داشت كه سياست دربار فارس را به خود متمايل سازد و بدينطريق با آن خانواده هم ازدواج كرد ( 641 ه - 1243 م . ) هرچند اين ازدواج سياسى بسيار ناپايدار بود - به‌طورى كه بيش از يك شب طول نكشيد : او « دختر اتابك سعد را خطبه كرد و در كرمان ، هم در شب زفاف در نظرهء اول ، سلطان را ازو تنفرى حاصل آمد و بدان حرم ترددى نكرد ، و آن خاتون نوميد و رنجيده مراجعت نمود » « 2 » . بدگمانى سياسى و خانوادگى اين پادشاه بدگمان - كه جمع كثيرى را به تهمت « ميل با جانب قطب - الدين » و گروهى را « به ظن ترددشان به سراهاى حرمش » هلاك كرد - از پيوند با اتابكان يزد و لر ( ازدواج يك دخترش با علاء الدوله اتابك يزد ، و يكى با اتابك عماد الدين پهلوان لر ) نتيجه نگرفت ، و قطب الدين سلطان با ديدن اطرافيان قاآن و نرم كردن آنان با هديه و رشوه و وعيد و همراهيهاى محمود يلواج ، در زمان حكومت مونك كاقاآن ، بعد از 15 سال كوشش ، توانست فرمان حكومت كرمان را دوباره بگيرد . ركن الدين كه از تأييد دربار مغول مأيوس بود ، و ظاهرا اين به علت آن

--> ( 1 ) - سمط العلى ص 28 ( 2 ) - سمط العلى ص 30